عید سعید قربان مبارک باد

در سخت‏ترين لحظه‏ هاى آزمون و امتحان، شور عشق و بندگى در رگ‏هاى اسماعيل مي جوشيد و در زلال‏ترين محبت‏هاى پدرانه ابراهيم، می‏خواست كه در پيشگاه طاعت پروردگار قربانى شود. آسمان، در تپش ثانيه‏ ها می جوشید و هراس لحظه‏ هاى بعد، در جان و نگاه فرشتگان چنگ می انداخت. اسماعيل، در قربان‏گاه سر سپردگى زانو زده و گلوى نازكش را به خنجر اطاعت و تسليم محض پروردگارش سپرده بود. اراده و ايمان استوار ابراهيم، آتش خشم و كين را در دل شيطان‏هايى كه اين بار هم وسوسه‏ هاشان در پولاد سخت عزم و اعتقاد يكى ديگر از فرزندان آدم راه نيافت، شعله‏ ور می کرد و خدا، با تحسين و رضا، پيروزى ابراهيم و اسماعيل را به نظاره پرداخت. ولى خنجر بران و تيز شده ابراهيم، تاب نياورد بريدن گلوى اسماعيل را؛ كه مأمور نشده بود براى بريدن سر اسماعيل؛ مأمور شده بود تا ثابت كند خلوص بندگى ابراهيم را. و خداوند، براى هديه سرافرازى ابراهيم و اسماعيل گوسفندى فرستاد كه جاى اسماعيل قربانى شد. آن روز، نه روز قربانى شدن اسماعيل بود و نه قربانى شدن آن گوسفند؛ آن روز، روز قربانى كردن نفس‏ ها و هوس‏ ها بود؛ روز سر بريدن همه دل‏بستگی ها و وابستگی هايى كه به غير خدا ختم میشد.

© تمامی حقوق این وب سایت متعلق به دانشگاه جامع علمی - کاربردی، مرکز استانداری تهران می باشد. طراحی و توسعه: مهر 1394

منوی اف کانواس